|
دو شنبه 5 آبان 1393برچسب:دل نوشته های من ,دل نوشته های عاشقانه ,نوشته های عاشقانه, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی
هنوز زخمیم و رنج می برم دنیا هر آنچه داشت بلا ریخت بر سرم مردم چه می کنند که لبخند می زنند غم را نمیشود که به رویم نیاورم قانون روزگار چگونه ست کین چنین در گیر جنگ تن به تنی نا برابرم تو آنقدر شبیه به سنگی که مدتی ست از فکر دیدن تو ترک می خورد سرم وا مانده ام که تا به کجا می توان گریخت از این همیشه ها که ندارند باورم حال مرا نپرس .که هنجارها مرا مجبور می کنند بگویم که "بهترم " نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |